
اسمش را مالک بگذاری یا ملت تاثیری در برش شمشیر اراده و غرش صدای پیل افکنش ندارد. شمشیر اراده مالک را این روزها همه جا می توان دید. پریروز دیپلماسی فعالش در نیویورک چیز غلام سیاه نظام سرمایه داری (اوباما) را در آورد، دیروز قلک فتنه گران را شکست و بانک ملی فتنه را به نفع ملت مصادره کرد و امروز در عمق استراتژیک جمهوری اسلامی مشغول پاره کردن بیوت عنکبوتهاست.
امام کجایی؟ انقلاب که به جای خود، ما 9 دی را هم صادر کردیم. امروز همه کشورهای اسلامی به سلاح ممنوعه 9 دی مجهزند. امام پایه باشی و ما را دعا کنی 9 دی را صادر می کنیم حتی به قلب تل آ ویو! آژانس بین المللی انرژی اتمی دیگر دمده شده و به درد همان جهان پس از جنگ سرد می خورد. حتی اوباما هم این را می فهمد! آمریکا می خواهد با تاسیس آژانس بین المللی 9 دی مانع بسط و گسترش سلاحهای آمریکا براندازشود. بر خلاف نظر فرزند ملت من معتقدم شعار تغییر غلام سیاه نظام سرمایه داری (اوباما) دروغ نبود! او می خواهد آژانس انرژی اتمی را به آژانس ممانعت از گسترش 9 دی تغییر کاربری بدهد. آژانس اما از نظر ما فقط شیشه ای اش خوب است، شفاف و زلال و امروز مردی از تبار حاج کاظم انگار که به یک سفر استانی رفته است. لبنان کشور رودخانه لیتانی نیست. خیابان امام خمینی (ره) بیروت معروف ترین مکان لبنان است و صحنه فستیوال 9 دی. با این وجود حتی سکولار های لبنان هم به احترام سفر دکتر ما کرکره رودخانه لیتانی را پایین کشیده اند. ما انقلاب را صادر کردیم حتی به قلب رودخانه لیتانی! حرفی هست؟
اوضاع همه کشورهای اسلامی همین است. من باور دارم اگر حکام مفت خور و بشکه سعودی مانع نمی شدند استقبال مردم عربستان از مالک دست کمی از لبنان نمی داشت. اگر عمال شوم و نامبارک آمریکا سد سبیل نمی کردند، ملت مصر قدردانی از یوسف را به جهانیان می آموخت، اگر...
مالک ما این روزها بیش از همیشه بوی ماه و ماه ما این روزها بیش از همیشه بوی خورشید میدهد. ماه به قم می رود. قم نقطه عزیمت هر حرکت انقلابی است. این را حتی اوباما هم می فهمد! یک بار از قم اراده کردیم، خاورمیانه و جغرافیای قلوب مسلمین تسخیر شد اما این بار انقلاب اسلامی از سر همت و کار مضاعف به کمتر از فتح سنگرهای کلیدی جهان راضی نیست. 9 دی آفرینی لبنانی ها به افتخار احمدی نژاد مبشر غوغای قمی هاست در غدیر قم. انقلاب اسلامی در یک حرکت پیچیده با به کارگیری توان لجستیکی خود میلیونها نفر را از ایران به لبنان و طی روزهای آینده ازلبنان و سایر بلاد اسلامی به قم منتقل خواهد کرد. اشتباه نکنید بهبهانی اگرچه دوست داشتنی است اما وزیرراه جمهوری اسلامی است. شهدای راه و ترابری و مهندسی جهادکشاورزی وزرای راه انقلاب اسلامیاند. این را حتی اوباما هم نمی فهمد!
مالک ما این روزها بیش از همیشه بوی ماه و ماه ما این روزها بیش از همیشه بوی خورشید میدهد.
آنچه كه از بیانات زینب كبرى باقى مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حركت زینب كبرى را نشان میدهد. خطبهى فراموش نشدنى زینب كبرى در بازار كوفه یك حرف زدن معمولى نیست، اظهارنظر معمولى یك شخصیت بزرگ نیست؛ یك تحلیل عظیم از وضع جامعهى اسلامى در آن دوره است كه با زیباترین كلمات و با عمیقترین و غنىترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است. قوّت شخصیت را ببینید؛ چقدر این شخصیت قوى است. دو روز قبل در یك بیابان، برادر او را، امام او را، رهبر او را با این همه عزیزان و جوانان و فرزندان و اینها از بین بردهاند، این جمع چند ده نفرهى زنان و كودكان را اسیر كردهاند، آوردهاند در مقابل چشم مردم، روى شتر اسارت، مردم آمدهاند دارند تماشا میكنند، بعضى هلهله میكنند، بعضى هم گریه میكنند؛ در یك چنین شرائط بحرانى، ناگهان این خورشید عظمت طلوع میكند؛ همان لحنى را به كار میبرد كه پدرش امیرالمؤمنین بر روى منبر خلافت در مقابل امت خود به كار میبرد؛ همان جور حرف میزند؛ با همان جور كلمات، با همان فصاحت و بلاغت، با همان بلندى مضمون و معنا: «یا اهل الكوفه، یا اهل الغدر و الختل»؛ اى خدعهگرها، اى كسانى كه تظاهر كردید! شاید خودتان باور هم كردید كه دنبالهرو اسلام و اهلبیت هستید؛ اما در امتحان اینجور كم آوردید، در فتنه اینجور كورى نشان دادید. «هل فیكم الّا الصّلف و العجب و الشّنف و الكذب و ملق الاماء و غمز الاعداء»؛ شما رفتارتان، زبانتان با دلتان یكسان نبود. به خودتان مغرور شدید، خیال كردید ایمان دارید، خیال كردید همچنان انقلابى هستید، خیال كردید همچنان پیرو امیرالمؤمنین هستید؛ در حالى كه واقع قضیه این نبود. نتوانستید از عهدهى مقابلهى با فتنه بربیائید، نتوانستید خودتان را نجات دهید. «مثلكم كمثل الّتى نقضت غزلها من بعد قوّة انكاثا»؛ مثل آن كسى شُدید كه پشم را میریسد، تبدیل به نخ میكند، بعد نخها را دوباره باز میكند، تبدیل میكند به همان پشم یا پنبهى نریسیده. با بىبصیرتى، با نشناختن فضا، با تشخیص ندادن حق و باطل، كردههاى خودتان را، گذشتهى خودتان را باطل كردید. ظاهر، ظاهر ایمان، دهان پر از ادعاى انقلابیگرى؛ اما باطن، باطن پوك، باطن بىمقاومت در مقابل بادهاى مخالف. این، آسیبشناسى است.
























